محمد تقي جعفري
265
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
يك منطق وجود دارد كه جهاد و قتال را تجويز مىكند ، اين مجوز چيزى نيست جز طغيانگرى بر مشيت الهى كه در جانهاى آدميان جلوه كرده است . اينست معناى * ( الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي ) * . اين انسانهاى مجاهد چه كسانى هستند 3 - بازگشت كنندگان بسوى خدا - اينان در زندگانى خود ، هرگز از پيشگاه خداوندى دور نيستند ، و با احساس اندك انحراف از مسير رشد ، بلكه با ناچيزترين موج خيال انحراف كه در مغزشان سر بكشد ، فورا به پيشگاه خدا بر مىگردند ، اين برگشت سازنده توبه ناميده مىشود . 4 - لحظات زندگى آنان در عبادت خدا سپرى مىگردد . آن گاه كه با زير و رو كردن زمين و پاشيدن تخم در آن و آبيارى ريشهها و ساقههاى زراعت ، آهنگ اصلى زمين را مىنوازند ، به عبادت پرداختهاند . وقتى كه با قطعات خشن آهن و با وسايل پولادى بىرحم براى آماده كردن وسايل زندگى آدميان گلاويز مىگردند ، در عبادت بسر مىبرند . در آن هنگام كه حواس و مغز را در راه اندوختن دانش و بينش به كار مىاندازند ، عبادت ميكنند ، موقعى كه در برابر خداوند هستى پيشانى به خاك مىگذارند ، به عبادت او مشغولند . آرى ، همهء اين تكاپوها كه با آگاهى و اعتقاد به حركت در مسيرى رو به ديدار خدا انجام مىگيرند ، عبادتهايى هستند كه لحظه به لحظه مجاهدان را به پيشگاه الهى نزديكتر مىسازند . 5 - سپاسگزارانند - مجاهدان راه حق براى سپاس خداوندى ، به حركت دادن زبان و لبهايشان قناعت نمىكنند . عادت و حرفه در رابطهء آنان با خدا دخالتى نمىكند . همهء حركات و سكنات و حتى نفسهايى كه در زمينهء آگاهى به هدف والاى عالم هستى مىكشند ، سپاس خداونديست - اين نفس جانهاى ما را همچنان اندك اندك دزدد از حبس جهان تا اليه يصعد اطياب الكلم صاعدا منّا الى حيث علم ترتقى انفاسنا بالارتقاء متحفا منّا الى دار البقاء ثمّ تاتينا مكافات المقال ضعف ذلك رحمة من ذى الجلال